یه بار دیگه لینک کانالمو میذارم:)

لینک کانالم

آره این لینکشه و به دلایل امنیتی پرایوته!

قدمتون سر چشم:)

  • چهارشنبه ۱۵ فروردين ۹۷

پرحرفی در باب روابط

حداقل چیزی که تو این چند وقته یاد گرفتم این بوده 

که هر چقدرم که محتاج بودن یه آدمم و هر چقدرم که نبودنش آزار دهنده اس،

تن به روابطی ندم که تهش معلوم نیست و توش پر استرس و نگرانیه!

مگه جز اینه که وارد یک رابطه میشیم که آرامش بدیم و آروم شیم؟

اگه قرار باشه تو رابطه یک نفر نقش آسیب پذیری رو به دوش بکشه اون رابطه از بیخ غلطه!

من نمیفهمم اون هایی که هر نوع توهین و تحمیل و زجر رو تحمل میکنن

 و مدام درگیر رابطه ای ان که برای اثبات احساسشون باید تلاش کنن 

و یا چمیدونم برای دریافت جمله ای با حس خوب و یا گذراندان لحظاتی خوب باید هزینه بدن!

اصرار بر موندن آدمی که قرار نیست بمونه خطا ترین کار ممکنه!

نندازین خودتونو تو جایی که کارتون به التماس بکشه و تحقیر براتون اوتقدر عادی بشه که نمفهمین کجای کارین!

آدمی که عزت نفس خودش رو حفظ نمیکنه اصلا فرد خوبی برای یک رابطه نیست!

یاد گرفتن اینکه چطور در نبود اون فردی که عمیقا بهش محتاجیم زندگی کنیم 

درسته سخته ولی قطعا شرافتمندانه تر از اینه که خودمونو بازیچه قرار بدیم!

شاید اولش سخت و از درون خورنده باشه که سخت برخورد کنید و

 حتی با خودتون بگید بزار یه روزم بیشتر داشته باشمش غنیمته!

ولی به زودی میفهمید این زجر خیلی ارزشمند تره تا اینکه خودتونو الکی وارد بازی کنید!

بله مام جون میدیم برای دمی بیشتر ولی شخصیتمونم دوس داریم اعصاب اضافی نیز نداریم!


  • يكشنبه ۲۶ فروردين ۹۷

یکی دیگر از مصائب ما یا بیاید دست از خجالت بشوییم!

از مصائب مونث بودن(این رو استفاده کردم چون دختر یا خانم یا زن حق مطلب رو ادا نمیکرد بنظرم!) علاوه بر قاعدگی، باید به تخمک گذاری اشاره کنم😅

نمیدونم شمام‌ این مدلی هستین یا نه اما این دوره من رو به اندازه ی همون قاعدگی بهم میریزه-_-

حالا شاید باورتون نشه ها ولی تا جایی که من دور و برم دیدم خیلی از دخترا از پریود اطلاع دقیقی دارن ولی از تخمک گذاری نه-_-

خیلی مسخرس خب!!

من یادمه یه جا یکی از دوستام با ناراحتی میگفت که اره من یه موقع هایی یه مدلی میشم و فیلان-_-

زدم تو سرش که خاک بر سر نمیدونی این برای چیه-_-

و توجیهش کردم:)

من مامانم تو هرچی سخت گیره اما این چیزا رو خوب بهم گفته!!

بهش گفتم،توضیح داد بهم!حدودا هم ۱۲ سالم اینا بود

حالا دقیق نگفت داستان چیه ها ولی خب توضیحات کاملی ارائه کرد

بنظرم به علائم این دوره باید حالت تهوع رو هم اضافه کنند! تو نت سرچ کردم ندیدم جایی گفته باشن!

پ.ن:تو وبلاگمم پست میکنم(این مطلب ابتدا در کانالم نشر یافته است)😊تا کی قراره از اتفاقات طبیعی‌ خجالت بکشیم؟

حالا من نمیگم راه بیفتیم‌ تو کوچه و خیابون داد بزنیم که ای مردم من پریودم یا من فیلانم ولی نباید انقدر خجالت بکشیم که بچه هایی که تو خوابگان سختشون باشه نوار بخرن و عموما از شهرشون با خودشون بیارن-_-

یا یکی از بچه ها وقتی با دوست پسرش قرار داشت و یهو در حین قرار پریود شد خجالت زده شد و از گفتنش به اون پسر امتناع کرد-_- حالا هر چند اون پسر آدم با شعوری بود و خودش بدون اینکه به روی دوستم بیاره کارای لازم رو انجام داد ولی خیلی احمقانه بود که دوستم از خجالت به اون نگفت و یه مسافتی رو جهت تهیه ی نوار رفت و برگشت!

خلاصه که پریوده دیگه

  • سه شنبه ۱۴ فروردين ۹۷

یاد بگیرین دیگه عح-_-

باید یاد بگیریم

یاید یاد بگیریم در کنارهم با تفاوت هایمان زندگی کنیم!

یاد بگیریم به حقوق هم احترام بزاریم...

باید یاد بگیریم اجباری بر هیچ کس نباید باشد!

خیلی مسخرست منِ نوعی یه چیزا رو رعایت کنم که هیچ اعتقادی بهشون ندارم، صرفا به خاطر محیطی که توش هستم و نظام حاکم بر اون!

نظامی درست هست که فضا رو جوری بسازه که هر کس خودش باشه!

زور و اجبار تا کجا جواب میده؟

تا هیچ‌جا!

از اولم اشتباه بوده و هست!

بیایم اجبار هارو برداریم!

هر کس اونجوری باشه که خودش میخواد باشه!

من خودم محجبه ام و چادری ام ولی به نظرم خیلی منطقیه که تویِ نوعی بخوای جور دیگه ای باشی!

و من میتونم با تو اتفاقا خیلی دوست و صمیمی باشم!

درستشم اینه که هر کس اونجوری باشه که میخواد تا وقتی اسیبی نمیزنه به کس دیگه ای!

برابری حقوق زن و مرد به هیچ کس آسیب نمیزنه خب...!

پ.ن:والا من بابام جنگیده!ولی خب نجنگیده تا روسری نره-_- چی میخورین که این حرفای مسخره رو تولید میکنید؟این حرفا از مغز میاد دیگه؟من که اینطوری فکر نمیکنم-_-

#نه_به_حجاب_اجباری

#نه_به_هر_چیز_اجباری

  • پنجشنبه ۱۲ بهمن ۹۶

سر در گم!

شما اگر یک جوان ۱۸ ۱۹ ساله بودید به خاطر خانواده و اعتقادات و نظرهای خانواده، یعنی پدر و مادرتان، دست از کاری که میخواهید بکنید میکشیدید؟

بیاید راجع به این قضیه منو راهنمایی کنید-_-

  • سه شنبه ۲۶ دی ۹۶

اینجا یک ساله شد!

اینجا یک ساله شد و من انقدر درگیر بودم که یادم رفته بود ...

نبودم که بیام یکسالگیشو خوشالی کنم!

جشن بگیرم و فیلان!

اصلا اینجا یک وضع عجیبی شده است!

انقدر عجیب که خودم را گم کرده ام!

هیچ کاری نمیکنم اما عمیقا خسته ام...

دلم میخواهد به یکباره همه چیز تمام شود!

این حجم از آدمهاایی که ذره ای شبیه من نیستند اذیتم میکند!

دلم یک عالمه آسایش میخواهد...

  • سه شنبه ۵ دی ۹۶
Designed By Erfan Powered by Bayan