ما به شب های تار دل بستیم*

- چقد دلم برای استاد و اون روزا تنگ شده...
+ اون روزا رو میتونم درک کنم که چرا دلت تنگه ولی نمیتونم بفهمم چرا دلت برای استاد تنگ شده!!!
- عجیب نیست انقدی که تو تعجب کردیا؟
+ چرا هست! واقعا چرا دلت باید برای هم چین ادم امل و مضخرفی تنگ شه؟؟؟
- امل نبود که....
+ کسی که سر کلاس در و دیوارو نگاه میکنه نه دانش اموز و یه قسمت درسو بیخیال میشه چون برای تدریسش مجبوره کنارت بشینه امله دیگه!
- بیخیال نشد! به شیوه ی دیگه ای درس داد!!!!بعدشم من به این آدم نمیگم امل!!!!! میگم آدم درست حسابی! ازینا کمه این دوره زمونه!!!!
+ ولم کن رستاک جان!تو یادت نیست حرفایی که بهت زد زو!
- یادمه اتفاقا!اگه یه نفر صادقانه بهم مشکلاتمو گفته باشه استاد بود!
+باشه باشه ! کی بود گریه میگرد؟؟؟
- شاید اونموقع ناراحت شدم ولی الان قدر دانشم! هم به خاطر علمی که یادم داد هم به خاطر بنیان های اعتقادی که در من تقویت کرد!!
+ هه! اعتقاد ! اینا همش اداست...

 و بحثی که بین منو اون برای چندمین بار شکل گرفت!!!!
عجیب دلم برای پارسال تنگ شده....پارسال یه هم چین تایمایی کلاس داشتم با استاد!
یادش بخیر....

پ.ن بی ربط:خیلی جالبه که اونم آذریه...
پ.ن*:عنوان از پالت(نرو بمان)  دریافت کنید
  • دوشنبه ۲۷ دی ۹۵
سِناتور تِد
دمِ استاده گرم
خیلی زیاد!
کاش دوباره سعادت دیدنشون رو پیدا کنم!
فقط هم 18 19 سالش بود!
زهرا هستم
استادای خوب زیاد نیستن :(
خیلی کم هستن....
دچــ ــــار
کج شدم برای خوندن متن! :)
شرمنده واقعا!
سِناتور تِد
جدیییی؟؟
18 19 سال؟؟؟
بلی!
shakiba
هعییی
یاد حرص خوردنا و استرسا...
پارسال چه قد عجیب غریب بود.
وهمچنان لطفا از علامت تعجب استفاده نکنید^_^
من با علامت تعجبم خاطره دارم!!!
سکوت :)
چقدر تحت تاثییییر! خوش به حال استادی که انقدر روی روح و روان بقیه موثر باشه! کم پیدا میشن...
دیگه پیدا نمیشن بنظرم!
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan