نمایشگاه بین المللی قرآن یا کجا روسری و چادر ارزان بخریم یا قرار های وبلاگی!

اخرین اتفاقی که برای این 4 سال تصور میکردم رفتن به نمایشگاه قرآن بود!

دلایل محکم و منطقی ای هم داشتم و دارم:)

مشکل اصلا از همون عنوان این رویداد شروع میشه.ینی چی که نمایشگاه قران؟ ینی بیایم برای قران شو برگزار کنیم؟

حالا با این کنار بیایم میرسیم به پیش فرض های ذهنی من از نمایشگاه که توسط رسانه ها ایجاد شده. مثلا نمایشگاه توش انواع و اقسام نقاشی خط ها و کاریکاتور های مربوط و نامربوط وجود داره! به طور کلی حس میکنم خود قران فراموش میشه تو نمایشگاه قران و اصلا و ابدا خوشم نمیومد که برم تو این محفل و شو:)

اما از اونجایی که دانشجو روشنفکره و باید بره ببینه و این قسم فازای سال اولی طور و دعوت ریز حاج مهدی(خودتون میدونید که تاثیر کدوم بیشتره) باعث شد که تصمیم بگیرم و از دوست و هم خوابگاهی و مامانم (اینا همشون یه نفرن) دعوت به عمل بیارم که تک و تنها پا نشم برم اون سر دنیا:/

رفتم! اول که بارون زیبا سوپرایزمون کرد!و خب خدایی فضای مصلی با بارون خیلی زیبا شده بود و اگه بی حوصله نبودم قطعا گند عکس رو در میاوردم!

ضربه ی مهلک رو همون اول خوردم که یه فضای خیلی زیادی به روسری و چادر و مانتو اختصاص داشت و اون فضا به مراتب شلوغ تر از کل شبستان بود! ینی ملت رسما داشتن خرید لباس انجام میدادن و به نظرم خیلی ها به شبستان نمیرسیدن اصلا و از نمایشگاه خرواری روسری و چادر به یادگار میبردن:|

از اونجایی که بنده بسیار هوشمندم دوستمو کشیدمو گفتم بیا بریم بعدا برمیگردیم و خودمون رو نجات دادم. رفتیم شبستان و به آسانی غرفه ی حاجی رو پیدا کردیم! و اون استیکرا رو!

یکی بود که ما حدس زدیم این حاج مهدی هست اما اهمیت ندادیم و رفتیم بقیه جاها رو دیدیم! و حالا تو تمام این تایم که میگشتیم من دیوانه وار داشتم پنل مدیریت رو رفرش میکردم که یه ردی پیدا کنم بفهمم حاجی کدومه:/

تو همون دور و بر بودیم که شبه حاجی ها دوتا شدن و بدبختیمون زیاد شد!

اتفاقا اون اقایی که به استیکرا چسب میزنه رو هم رویت کردیم ولی شمّ وبلاگیم میگفت که گول نخور:))

خلاصه برای اخرین بار رفتیم که از این متنا بنویسیمو جمع کنیم بریم خونمون تا تلف نشدیم که فهمیدم ای دل غافل!

این بنده ی خدا که هی از این شرایط شاکیه دیر میاد زود میره:)

و طی یک حرکت فرد جدیدی که اومده بود رو صدا زدم گفتم شما حاج مهدین و بله یافتم:/

کتابم خریدیم از غرفه ی حاج مهدیشون اینا:/

هیچی دیگه ماهم که دیرمون شد برگشتیم خونمون! و در راه بازگشت تو روسریا گیر کردیم و به غایت روسری خریدیم:))

پ.ن: منم از اون نوشته ها نوشتم با اسم وبلاگی که بعدا بتونم بگم اقا ما اومدیم شما نبودین!

و بهترین نوشته ی اونجا: بیا خونمون همین الان!

پ.ن تر: عکسارو نتونستم آپلود کنم!

  • شنبه ۱۲ خرداد ۹۷
یک دیوانه
منم تو خونه کپیدم یا دارم توییتر رو رفرش میکنم یا وبلاگو -.-
چقدر تبعیض آخه :(
تبعیض؟؟؟؟؟؟؟؟
پارسال که من اشک بر مژگانم روان بود و درس میخوندم شما کجا بودی؟؟؟
פـریـر بانو
به یک دیوانه سخت نگیر. کنکور اینم تو راهه و قراره اشک به مژگانش روان شه :دی

:: لَنَتی‌! چرا دقیقا من در همین برهه از زمان باید خونه باشم؟ چرا واقعا؟ :/ 
از طرف من هیچی ننوشتی رو اون کاغذ رنگی‌رنگی‌ها؟ :(
باشد :)
چون من در تمام برهه های دیگه خونه بودم!!
به من کاغذ رنگی رنگی نرسید:/ رو کاغذ سفید نوشتم:)
حاج مهدی
سلام. من چون توی دل قضیه بودم تقریبا متوجه و قامع شدم‌ هدف از نمایشگاه قرآن چیه و چرا و چگونس. بعد از پذیرش اصل هدفش، میشه نمایشگاه رو از درون خودش نقد کرد که آیا روش های مناسب و درخوری برای اهدافش داشته یا نه. 
اول که خودتم گفتی شو . آره خب نمایشگاه دقیقا شوئه. به به مناسبت یک ماه دینی ، شوی دینی داریم. اصلا بخشی که ما بودیم دقیقا و کاملا شو بود برای موسسات و نهادهای فرهنگی/دینی/مذهبی. نکته اینجاس که اینها بین مردم مخاطب خاص و عام خودشون رو دارن و همینجا هم باز مخاطب پیدا میکنن. پس این شو،شوی عبثی نیست.
دوم اینکه اسم قرآن یه عنوان بزرگ دینی برای یه زیر مجموعه بزرگ دینیه.نمیشه تک بعدی و مستقیم بخاطر اسم نمایشگاه بگیم داریم میریم برای دیدن قرآن مثلاً! 
ضمن اینکه مذهب/تفکر شیعی دارای حکومت سیاسی، مجری این نمایشگاههه، که قائل به قرآن و عترته.پس صدها عناوین و مصداق دینی/مذهبی/سیاسی/فرهنگی/تربیتی رو شامل میشه. و بخش هایی مثل نقاشی و کاریکاتور و عفاف و حجاب یا بخشایی که بچه ها فقط بازی می‌کردن و بادکنک هوا میکردن، زائد یا صرفاً برای فروش و جمع کردن مردم نیستن. 
اما نقد وبحث  د روش اجرا... دیگه از حوصله این بحث خارجه.پس من برم استیکرا رو بچسبونم :))  

اول از همه خسته نباشید بابت کامنت (!)و نمایشگاه و اینا:)
دوما سلام علیکم
شو شوی عبثی نیست ولی من دارم به این فکر میکنم که روشش درسته؟یا نسبت به انرژی ای که صرف میشه اثرگذاری داره یا نه؟
ببین در نگاه کلی کاملا قابل قبوله که خب ما بیایم تو این نمایشگاه از ریز و درشتی که مربوط میشه به دین استفاده کنیم.به قول یکی از بچه ها مگه چند جلد قرآن داریم که نمایشگاه برگزار شه؟
و اینکه تبلیغات و اطلاع رسانی قبل از نمایشگاه چگونه است اصلا؟
بعد من میگم که غرفه ی حجاب و عفاف جاش بد بود! یه جورایی جون نمایشگاه رو میگرفت.همون اول واردش میشدی و یه جمعیت زیادیو میدیدی بعد که می رسیدی شبستان نصف اون جمعیت هم نبود!!
من حاضرم شرط ببندم خیلیایی که به هدف نمایشگاه اومدن اصلا نرسیدن بیان شبستان.
بد نیست بودنش و خرید کردن ازش ولی یه جوری بود خلاصه نمیدونم چطور دقیق بگم منظورمو.
باقی جاها هم که من اوکی نبودم باهاش برمیگرده به یه سری بحث های اعتقادی که الان شدیدا درگیرشم و جفت پا وسط مهلکه ام:))
کلا من انتظار اینو داشتم که نمایشگاه هدفش محتوی باشه که خب خد شما هم گفتی که نیست هدفش و تا حد خوبی توجیه شدم:))
چرا نشانه  ی اشتباه میدی برادر من؟ ما رو هم گمراه کردی:/استیکر رو یکی دیگه میچسبونه!
استیکر رنگیاتون چرا کم بود به ما نرسید:((
ما خودکارمونم جا گذاشتیم اونجا-_-
به هر حال خسته نباشید!
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan