رستـــــــــــآکــــــــــ

روزی درختـــــــــ تنومندیــــــــــ خواهم شد

رستـــــــــــآکــــــــــ

روزی درختـــــــــ تنومندیــــــــــ خواهم شد

پیام های کوتاه
محبوب ترین مطالب

رها در بند

شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۴۱ ب.ظ
روی تخت دراز کشیده بودم و در رهاترین حالت ممکن وحیدآنلاین را اسکرول می‌کردم. چند روزی بود که نخوانده بودمش. رسیدم به آخرین پست. توییت‌های فائزه عبدی پور بود راجع به حکم صادر شده برای همسرش، محمد شریفی مقدم.
دیگر احساس رهایی نداشتم. تمام عضلاتم، به خصوص فک و چانه‌ام، را منقبض شده یافتم. احساس سرما کردم و قطره‌ای اشک هم ریختم.
نه برای ماجرای عاشقانه‌ی بینشان، نه برای سنگینی و ظالمانه بودن حکمش، که برای آدمی که محکم پای اعتقاداتش و دیدگاهش ایستاده است.

پ.ن1: از صحت حکم و این آدم مطمئنم.
پ.ن2: من حتی از انتشار پست‌هایم منصرف می‌شم. شاید بیشتر به حال خودم گریستم!
  • رستاک :)

نظرات (۱)

  • زهرا حسین زاده
  • چندسال پیش که حکم مهدی موسوی و فاطمه اختصاریو خوندم تا چند روز درگیر بود ذهنم و مدام براشون گریه میکردم، یکی از دوستام مسخرم میکرد... چندوقت بعدش یکی دیگرو گرفتن اومدگفت داری گریه میکنی بازم؟ گفتم نه دیگه واسم اونقدا مهم نیس... گفت پس داری بزرگ میشی کم کم
    متاسف شدم واسه بزرگ شدنی ک نتیجه ش بی اهمیت بودن واسه همدیگه بود...
    پاسخ:
    اینم یه جنبه‌ی دیگه اس‌. نگران بودن.
    نگران اونا که نشدم:)نگران خودم شدم و روزهای آینده.
    میگم بازم بیشتر متاسف شدم برای این آدم ترسو:)
    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">