به سارا بگویید میخواهمش

به سارا بگویید میخواهمش   

که چون بیژن از چاله در چاهمش

بلندست دیوار حاشای وی

اگر چند دیوار کوتاهمش

به مجلس چنان توپش از من پر است

که گویی محمد علی شاهمش

گر از شش جهت راه بندد به من

((من ان بی جهت پای در راهمش))

اگر بنده خواهد خوشا بندگی

و گر شاه خواهد چه غم؟ شاهمش

اگر چند سخت است نرمش کنم

به راه آرمش گرچه گمراهمش

وفاکرده ی دیده الا وفا

جفا جسته ی جور جان کاهمش

سزد گر بر آیینه دستی کشد

که یک عمر مکدر ز یک آهمش

وگر روز و شب آفتابی شود

شب و روز چون سایه همراهمش

پناهنده از قهر بیگاه او

به گهواره ی مهر گهگاهمش

نی ام قاصدک تا به بادم دهد

اگر چند در کف پر کاهمش

نگویم چو مغلوک هندی سرا

((سگ آستان بوس درگاهمش))

ولیکن چنان هست در جان و دل

دعاگوی شام و سحرگاهمش

ز غاسق اعو‌ذ برب الفلق

که دیری ست دور از رخ ماهمش

بزن بر من ای ابر شهریوری

که لرزان از ان باد دی ماهمش

اگر چند محتاج تاکید نیست

به سارا بگویید میخواهمش

پ.ن:فکر کنین اونی که عاشقمه برام گفته:))))

شاعر:سید حامد احمدی
  • شنبه ۴ آذر ۹۶
Designed By Erfan Powered by Bayan